دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )
474
تاريخ ايران ( دوره صفويان ) ( فارسي )
شد و آستانه رضوى مشهد هم در مقام رقيب زيارتى براى مكه ، توجهى بايسته يافت و بسيار متحول شد ( تصوير 8 ) . در آنسوى اين برنامهريزى ملاحظات سياسى و اقتصادى نهفته بود : در اين روزگار مكه كلا در اختيار عثمانيان بود . عجيبتر اينكه شاه از آثار تاريخى سنى نظير آرامگاه بسطام ، تربت جام و تربت حيدريه هم حمايت به عمل آورد . اين حمايت شاه عباس با توجه به تعداد قابل توجه سنيان خراسان براى بدست آوردن دل اين مخالفان بالقوه صورت گرفت . در قلمرو ايجاد شبكه وسيعى از راههاى ارتباطى تجارى در سرتاسر مملكت انگيزههاى اقتصادى دوشادوش محركههاى سياسى و فرقهاى دخالت داشت . او در تدارك راههاى عمده مملكت كه نواحى مختلف را بهم ربط مىداد و خدماترسانى از طريق ايجاد كاروانسراهاى وسيع ، بر رؤياى شمارى از پيشينيان خود جامه عمل پوشانيد . كاروانسراهاى شهرى در خدمت كاروانسراهاى روستائى بودند و بندر معتبرى هم در بندرعباس راه افتاد . اين ميزان از سرمايهگذارى در امر تسهيلات تجارى بازتابى از انديشهاى بزرگ و جهانبينى وسيع بود كه نماد آن شايد خود ميدان شاه در اصفهان باشد . براستى كه آرمانهاى شاهانه عباس و اشتياق او به برقرارى روابط با اروپا كليد اصلى اقدامات معمارى اوست . او درصدد بود تا اصفهان را رقيب استانبول و دهلى سازد و اين دو شهر در آن زمان به صورت شهرهاى پرزرقوبرق درآمده و به چنان تحولى دستيافته بودند كه به روشنى شاهدى بر آرمانهاى امپراتورى بودند . در تاريخ ايران بزرگترين عمارات باقيمانده از سلسلهاى از آن حاكم بزرگى است كه در اوج قدرت خود آنرا پىافكنده است . در نظر بلندپروازانه شاه عباس ، اصفهان جديد كه اصلا از ابتكارات شخصى او بود ، بايد از منابع ، سهم شير را به خود اختصاص مىداد . اصفهان در دوره متأخر صفوى محور حكومت و كانون جامعه شد . حاكم ترجيح مىداد كه بيشتر ايام خود را در آنجا بگذراند تا به لشكركشى دست يازد و طبيعى بود كه پايتخت هرچه بيشتر تجهيز و آرايش يافت . حتى در زمان اسماعيل اول و طهماسپ اول عمارت جديد مهمى در تبريز و قزوين برپا شدند . در ادوار پيشين با توجه به آثار برجستهاى كه در خارج از محور دربار در روستاها و شهرهاى سرتاسر مملكت ايجاد مىشد ، تمايز بين سبك معمارى مامشهر ( پايتخت ) و ايالات چندان محسوس نبود . ليكن اين تمايزات در دوره صفوى پديدار شد ، چون در ايالات فقط آثار معمارى كوچك و زيبا پديد مىآمد مگر اينكه خود شاه و يا دربار مسئوليت آنرا مىداشت ؛ فرآيند مشابهى را در كتابآرايى اين دوره هم مىتوان پيگيرى كرد . فقط معمارى غيرمذهبى از اين قاعده مستثنى بود .